پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

44

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

اسماعيل به كمك تركمن‌هاى مريد خود كه به مناسبت رنگ كلاه ، قزلباش يعنى سرخ سر خوانده مىشدند ، به بقيه خاك ايران كه در آن موقع بين حكام و رؤساى بىشمارى تقسيم شده بود ، حمله كرد و به آسانى آنان را كه همه مخالف يكديگر نيز بودند ، از ميان برداشت و فرمان‌رواى مطلق شد و از آن تاريخ به بعد فرزندان او از جمله شاه فعلى كه علاوه بر القاب متعدد ديگر داراى عنوان شيخ‌زاده نيز هست و به نسب عالى خود مباهات مىكند ، به ايران حكومت مىكنند . شاه در بعضى از مراسم مانند ساير قزلباش‌ها كلاه سرخى كه خود آنان تاج مىنامند ، به علامت جنگ‌آورى و اصالت نسب بر سر مىگذارد ؛ ولى اين امر بسيار نادر اتفاق مىافتد و شايد علت اين است كه سنگينى تاج او را خسته مىكند . قزلباش‌ها بر دو نوعند : يكى آنهايى كه اين عنوان را به ارث برده‌اند و اجداد آنها در خدمت شاه اسماعيل بوده‌اند ، اين عده تا پايان دودمان خود اين لقب را به ارث خواهند برد و جاى آنها در بين قواى نظامى معين است . عدهء ديگر ، آنهايى هستند كه گاه‌گاه از طرف شاه به دريافت اين عنوان مفتخر مىشوند ؛ مثلا تمام غلامان او از هر مليتى كه باشند ، به محض اين‌كه به آيين شيعه درآمدند ، وارد قواى نظامى مىشوند و علاوه بر اين‌كه عنوان قزلباش مىگيرند ، سپس از نجباى كشور محسوب و از مزاياى آن بهره‌مند مىشوند . گاهى نيز مقام قزلباشى به خارجيانى كه در خدمت شاه هستند ، اعطا مىشود و تاج مخصوص قزلباش به علامت افتخار به آنها تعلق مىگيرد ؛ اما چنين اتفاقى بسيار نادر است و من از مرد مطلعى كه تقريبا پانزده سال است ايران را از نزديك مىشناسد ، شنيدم كه در ظرف اين مدت فقط يك بار ناظر چنين واقعه‌اى بوده و ديده است كه شاه با دست خود تاج را بر سر يك خارجى گذاشته است . اين خارجى « دون روبرتو شرلى » انگليسى « 1 » است كه در سال‌هاى گذشته از طرف شاه عباس به عنوان سفير به رم آمد و به دربار پاپ پائولو رفت و اكنون با همان سمت به دربار شاه‌زادگان ديگر مسيحى مىرود . شنيدم دون روبرتو ، خود از شاه درخواست اين كار را كرد ؛ ولى من هرگز چنين درخواستى را از شاه ايران نخواهم كرد « 2 » .

--> ( 1 ) . منظور نويسنده از « دون روبرتو شرلى » ( همان سر رابرت شرلى ) ( Sir Robert Sherley ) ( برادر سرآنتونى شرلى انگليسى است كه در سال 1599 به معيت وى به ايران آمد و براى تجديد سازمان قواى نظامى كشور ، فعاليت زيادى كرد . ( 2 ) . نويسنده در اينجا مفصلا توضيح مىدهد كه علت امتناع او از پذيرفتن تاج قزلباش چيست و ماحصل اين‌كه معتقد است اين كار با عقايد مذهبى او كه مسيحى متعصب و معتقدى است منافات دارد . - م .